close
تبلیغات در اینترنت

تنها عشق
غرق در اشتباهم فکر میکردم بی وفایی ، هوای دلم را نداری فکر میکردم رفتنت بوی خیانت میداد ، دلت ارزشی به دلم نمیداد فکر میکردم تو هم مثل همه هستی ، آمده ای که بشکنی دلم را و بروی در جستجوی تو آمدم به اینجا و آنجا ، هر چه گشتم ندیدم تو را ای عشق بی وفا تا دیدم جای قدمهایت را ، پا گذاشتم روی همه آنها تا رسیدم به دریا... و امواج دریا تو را به کجاها برده اند ، چشمهایم تازه به اشتباهم پی برده اند.... و من مانده ام و غروبی تلخ و عطر بودنت ،نه! من که باور ندارم نبودنت جای قدمهایت هنوز کنار ساحل است ، وای…
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با من ماه اسکین پروفایل
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
اعضای آنلاین : 0
تعداد اعضا : 0
--------------------------------------------

--------------------------------------------
آمار مطالب
کل مطالب : 29
کل نظرات : 2
--------------------------------------------
آمار بازدید
بازدید امروز : 13 نفر
باردید دیروز : 0 نفر
ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 13 نفر
بازدید ماه : 16 نفر
بازدید سال : 26 نفر
بازدید کلی : 976 نفر
--------------------------------------------
اطلاعات شما
آِ ی پی : 54.80.219.236
مرورگر :
سیستم عامل :
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب پر بازدید
شعر1 بازدید : 125
عشق اقا کلاغه بازدید : 21
شعر عاشقانه2 بازدید : 19
بازدید : 19
بازدید : 19
معرفی نامه بازدید : 17
بازدید : 15
بازدید : 15
شعر عاشقانه بازدید : 15
بازدید : 15
نظر سنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟







لینک های مفید
جستجو





غرق در اشتباهم


فکر میکردم بی وفایی ، هوای دلم را نداری

فکر میکردم رفتنت بوی خیانت میداد ، دلت ارزشی به دلم نمیداد

فکر میکردم تو هم مثل همه هستی ، آمده ای که بشکنی دلم را و بروی

در جستجوی تو آمدم به اینجا و آنجا ، هر چه گشتم ندیدم تو را ای عشق بی وفا

تا دیدم جای قدمهایت را ، پا گذاشتم روی همه آنها تا رسیدم به دریا...

و امواج دریا تو را به کجاها برده اند ، چشمهایم تازه به اشتباهم پی برده اند....

و من مانده ام و غروبی تلخ و عطر بودنت ،نه! من که باور ندارم نبودنت

جای قدمهایت هنوز کنار ساحل است ، وای که دلم چقدر بیچاره است...

و می آیم به دنبالت هر جا که باشی ، غرق میشوم تا تو نیز درون دریا تنها نباشی

غرق شدم و رفتم به سوی روشنی ها ، این من و این تو و امواج خشمگین دریا

http://s2.picofile.com/file/7710908709/ghargheeshtebah.jpg 


************************


 

طلوع آخر  


 

در آخرین طلوع عشقمان آنچه در دلم بود را به تو گفتم

و بعد از آن تنها سایه ای را دیدم از دور دستها که می رود ...

میرود و پشت سرش را هم لحظه ای نگاه نمیکند که ببیند

یکی با چشمهای خیس نظاره گر غروب آفتاب دلش است ...

و این چشمهای خیس نگذاشتند

من حتی لحظه رفتنت را هم ببینم تنها میدانستم داری میروی

شکایت از دل ، شکستن سکوتی که نباید میشکست

و گفتن آنچه درلحظه ی رفتنت دلم را وادار به اعتراف کرد

چه میگفتم ، چه نمیگفتم در دلم بود این احساس بی پایان

همه چیز رو به پایان بود و من این حس را داشتم که بی تو میشوم

وقتی رفتی همه چیز را فراموش کردم جز خاطره هایت

 خاطره هایی که باید فراموش میشد تا دلم را نسوزاند

همه چیز را فراموش کردم جز عشقت

عشقی که اینک مثل آتش میسوزد در حالی که بودنت

برایم خاکستریست که رو به خاموشیست

حسرت لذت با تو بودن در دلم آنچنان نقش بسته

 که حتی به زبان آوردن نامت نیز برایم شده است یک عادت

عادتی که گرچه برای دلم خوشایند است

 اما هر کس مرا ببیند جز اینکه بگوید دیوانه است چیزی به ذهنش نخواهد رسید

دیوانه ای که نام کسی را بر زبان می آورد که دیگر او نیست

و در آخرین طلوع عشقمان ، در دل غروب دلم سایه ای را دیدم

که آنقدر از من دور شده که احساس کردم عمرم نیز در حال غروب است ...

چه فایده داشت بودنت ، چه سود داشت آمدنت

 در حالی که من هم ،نیست شده ام در عالم هستی

در این دو روز دنیا ، یک روزش را آمدی بگویی

دوستم داری و روز دیگرش تنهایم بگذاری؟

اگر این است دو روز دنیا، تو را سپردم به خدا،

 من هم مثل گذشته میمانم تنها....

********************************






بازدید : 9

سه شنبه 20 فروردين 1392 | 15:49 | نویسنده : هادی رادپیشه
ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


.: Weblog Themes By mahskin :.

آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه